تبليغاتX
.::اولین وبسایت طرفداران محسن افشانی::.
والیبال هنرمندان

عکس هاي مربوط به واليبال و فوتسال که درخواست کرده بوديد.

 

مسابقه ي واليبال هنرمندان و پيشکسوتان در روز 13 بهمن با اهداف خيرخواهانه برگزار شد و به همين خاطر ورودي هم دريافت نشد، اما هر کسي مايل بود مي تونس در حد توانش مبلغي براي خيريه پرداخت کنه...منم چون کلاس داشتم، فکر ميکردم دير مي رسم. اما قبل واليبال، تيم دانشگاه ازاد مسابقه داشت، باعث شد زودتر هم برسم.

بازي هم حدود ساعت 7 شروع شد.
حضور غيرمنتظره و افتخاري محمدرضا گلزار و عوض شدن اسپانسر مسابقه باعث شده بود تا خيلي از اعضاي فيکس تيم بازي نکنن و طبيعتا طبق روال هميشگي طرفداراي گلزار با گل و سوت و پرچم و تجهيزات کامل(!) آماده بودند.(البته من از اونجايي که تجربه ي ديدن بازي واليبال رو داشتم، اگر مي دونستم قراره طرفداراي گلزارو ببينم، براي ديدن مسابقه نمي رفتم، البته قصد توهين ندارم، من اساسا با اينجور به ظاهر طرفدارا مشکل دارم)...خانوماي محترم هم حداکثر فضاي سالن رو اشغال کرده بودند!
برد گيم اول و سوم با پيشکسوتان بود و گيم دوم با هنرمندان.
از اونجايي که به نظر مي رسيد اصلا قرار نبود مسابقه اي باشه و بازي ها بيشتر جنبه ي نمايشي داشت و کل نفس گيم ها، به خاطر کمک به خيريه بود، بازيکنان تيم هاي مقابل سعي مي کردند به نفع هم عمل کنند و اصلا حدس مي زنم برنده شدن تيم پيشکسوتانم از روي احترام بود.
مسئولين حراست هم به دليل جوگير بودن بيش از حد استاندارد تماشاچي هاي خانوم، واقعا پذيرايي گرمي از ما به جا آورد!!!...اميدوارم در آينده مسابقه هاي بهتر و جدي تري ببينيم.


نگارش در تاريخ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

300000 بازدید

تشکر برای 300000 بازدید.

خوشحالیم که همراهیمون می کنید.

*******

برنامه ی پرواز 1404 با اجرای محسن افشانی رو هم می تونید هر شب ساعت 8:20 از شبکه ی 5 تهران ببینید. دوستان شهرستانیم می تونن از وبلاگ سمانه عزیز برنامه رو دانلود کنند.


نگارش در تاريخ دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

نقد فیلم "کیمیا و خاک"

"کیمیا و خاک" را در اکران اول دیدیم، اما از آنجایی که قصد داشتم تا اکثر فیلم های مورد علاقه ام در جشنواره را ببینم، نقد و نظر درباره این اثر را به تاخیر انداختم. این هم یک نقد کلی است و فقط مربوط به نقش محسن افشانی نمی شود. شخصا علاقه ای به دیدن فیلم هایی در ژانر دفاع مقدس، انقلاب، جنگ،...ندارم(البته از یک سری کارهای خاص فاکتور بگیرید)، اما بالاخره "کیمیا و خاک" را دیدیم. از رافعی شناخت چندانی ندارم و البته توقع دیدن یک کار عالی هم از ایشان نداشتم. به صراحت می توانم بگویم %80 جمیعت حاضر در سالن، برای تماشای بازی حامد بهداد آمده بودند، آن هم یک بازی که قرار بود از جنس متفاوت باشد! فیلم شروع می شود و همه ی مشتاقان بهداد منتظر هستند تا اسم او را در اوایل لیست بازیگران ببیند، اما در کمال حیرت بالاخره با دیدن اسمی که طرز نمایشش بیشتر به حضور افتخاری می خورد، مشخص شد فیلم قرار است چه روندی را طی کند. من برای دیدن بهداد به تماشای فیلم ننشسته بودم، اما خب همه با تصور و کنجکاوی ویژه ای منتظر دیدن نقش بودند و از آنجایی که فیلم بیشتر مخاطبانش را مدیون نقش به اصطلاح ناآشنا و خاص بهداد است، مردم با دیدن چنین صحنه ای متعجب می شوند. بگذریم از اینکه نقشش کوتاه بود، با این حال گریم و به خصوص بازی نیز باورپذیر نبود. بهداد در سینما به یک تیپ سرکش، مغرور و با لحن و زبانی تند و گزنده تبدیل شده و حتی زمانی که سعی می کند از این قالب مشروط در عقل بیننده بیرون بیاید و تبدیل به یک روحانی آرام شود، نقش، ناب از آب در نمی آید . متاسفانه بهداد نتوانست در هیچ یک از 3 شخصیتی که در این فیلم داشت، قابلیت هضم شدن را داشته باشد. حتی زمانی که به عنوان یک کارگر ساختمان بر پرده ظاهر می شود. و این یعنی یک کار بد در یک کارنامه ی موفق.
در کل فیلم اکیپ خوبی از بازیگران باسابقه از جمله حسین یاری، آزیتا حاجیان، پریوش نظریه، سیاوش طهمورث و.... داشت. از این بازیگران کمتر کار و بازی ضعیفی دیده شده، البته در این کار هم خوب بودند، اما به نظر می رسید کارگردان تلاشی برای گرفتن بهترین بازی از بازیگر را نداشت.
و اما محسن افشانی هم که نقش پسر حسین یاری را ایفا می کرد که پدرش به جرم سیاسی در زندان بود، ولی او پس از آزادی پدرش را نمی پذیرد و بالاخره کاشف به عمل می آید که خود نیز به دلیل فعال بودن در امور سیاسی شهید می شود. نقش فرا کوتاه بود، آن قدر کوتاه و مختصر که خیلی اتفاقی وارد داستان شد و بدتر از آن، خیلی اتفاقی تر از داستان بیرون رفت. حتی این احتمال داده می شود که راش های مربوطه در میز تدوین، قیچی شده باشند. باید حرفه ای باشی تا بتوانی در مورد نقش های خیلی کوتاه نظر بدهی، اما در مجموع می توان گفت به عنوان اولین کار کوتاه سینمایی، محسن افشانی خوب بود. البته شاید عجیب به نظر برسد که من بازی بهداد را قبول نداشته باشم و بگویم بازی افشانی خوب بود. این مقایسه بدون توجه به رزومه ی کاری دیگر بازیگران صورت گرفت و همان طور که گفتم، متاسفانه به دلیل کوتاهی نقش و جدید بودن چهره ی محسن افشانی برای سینما، بعید است به چشم بیاید.
می رسیم به طراحی دکور و صحنه و لباس و گریم....که بزرگترین نقطه ضعف فیلم همین دکور و صحنه بود. حتی تماشاگر عامی هم به راحتی می توانست درک کند که در حال تماشای فیلمی در تهران 87 است و تهران 57 جایی در اعماق پس زمینه به صورت مبهم پدیدار می شود. بارزترین سکانس آن مربوط به فرودگاه است که همه از صندلی هایش که بدون تغییر باقی مانده بودند، حرف می زدند و البته عجیب است که دفاع زیادی از دکور فیلم شده است. لباس و گریم هم مورد پذیرش بود. چون در ایران رسم بر این است که بازیگر هنگام فیلمبرداری خودش لباس هایش را تهیه کند، از اینکه در این فیلم برای بازیگران لباس خریده شده بود، با افتخار صحبت می شد و واقعا چه کار شگفت انگیزی!!!
"کیمیا و خاک" یک کار اپیزودیک بود، چنین سوژه های در ایران به طور گسترده کار نشده و البته برای اینکه در این چنین ژانرهایی، به طوری که چند روایت با هم پیوند بخورد و تماشاگر تا اخرین دقیقه هیجان و تب و تاب خود را حفظ کند، نیاز به مهارت بالایی در ساخت و قصه پردازی است و به همین دلیل "کیمیا و خاک" بسیار کشدار به نظر می رسد که به ناچار تماشاگر را به کشیدن خمیازه وا می دارد. ساخت فیلمی موازی و متقاطع یک کشف نیست، لازم نیست پورتر یا گریفیث باشی، بلکه باید خلاق بود. اصل قصه ی کیمیا و خاک بی خلاقیت نبود اما فاقد هیجان بود و از طرح اولیه به درستی استفاده نشد و در حقیقت چیزی خاصی وجود نداشت تا بیننده را مشتاق کند. شخصیت ها نیز بسیار کوتاه و فشرده بودند و باعث می شد مخاطب بتواند ناخودآگاه و بی رحمانه، تنها پس از دقایقی اندک، شخصیت را فراموش کند و مخصوصا نقش محسن افشانی بیشتر از بقیه این خاصیت را داشت.

شاید اگر "کیمیا و خاک" به جشنواره نمی رسید، تنها یک اکران عمومی ناموفق نصیبش شد. البته خوب شد که ما آن روز "به رنگ ارغوان" را دیدیم تا حدی از کم و کاستی های "کیمیا و خاک" نادیده گرفته شود!

************************

پ.ن1: این نقد کپی برداری از نقدهای موجود در نشریات و اینترنت نیست. توسط خودمان نوشته شده. امیدواریم نکات کلیدی را ذکر کرده باشیم.
پ.ن2: مجله ای به نام جشنواره در طی 10 روز جشنواره فجر، در سینماهای نمایش دهنده  فیلم ها، توزیع می شود. در شماره ی ششم این مجله، مصاحبه ای با کارگردان، همراه با نوشته هایی از عوامل فیلم مذکور بود که این نوشته هم از طرف محسن افشانی است.
"هر سال که از جشنواره ی فجر می گذرد، یک قدم به سوی تعالی و تکامل در زمینه ی فیلم سازی و تولید آثار هنری برداشته شده است. امید این که هر سال جشنواره فجر، میزبان آثار متعالی ماندگار باشد".

پ.ن3: سوپرایزی که قرار بود از آن برایتان بنویسیم و البته باعث شد شما را منتظر بگذاریم، متاسفانه خود به خود کنسل شد. قرار بود ما از طریق یکی از دوستان خبرنگار، یک گزارش خیلی ویژه از نشست "کیمیا و خاک" تهیه کنیم و چون محسن در این نشست شرکت نداشت، انتشار این گزارش کاملا بیهوده است.

پ.ن3: اگر خواستید می توانید ادامه ی مطلب را هم ببینید.



ادامه مطلب...

نگارش در تاريخ سه شنبه سیزدهم بهمن 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

سینمای امروز

اسکن مجله ی "سینمای امروز"


پ.ن: اگر این خبرهای اینترنتی و وبلاگ ها و وبسایت های طرفداران نبودند، این مجلات از کجا باید مطلب پیدا می کردند؟ یقینا باید تبدیل به فتومگزین می شدند!



نگارش در تاريخ دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

اسکن های مجله ی "پیشخوان"

مجله پیشخوان

**********

سریال "ستاره های سربی" هم از فروردین از شبکه دوم پخش میشه.


نگارش در تاريخ چهارشنبه هفتم بهمن 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

عکسهای تله فیلم "کبوتر جلد چنگوله"

مدتی میشه که از پخش تله فیلم "کبوتر جلد چنگوله" میگذره....اما ما امروز این عکسارو براتون آماده کردیم.








پ.ن: این پست بخشی از همون سوپرایزها بود!

پ.ن2: در سریال "ستاره های سربی" هم محسن نقش پسر جوونی رو داره که "شراره دولت آبادی " و "رضا توکلی" نقش پدر و مادرشو بازی میکنن. پدرشم که طی ماجراهایی به زندان میفته و پس از 7 سال ازاد میشه، اما خانوادش اونو نمی پذیرن....و الی اخر.

نگارش در تاريخ یکشنبه چهارم بهمن 1388 توسط تبسم و پارمیدا |






قالب وبلاگ